Portal_background_image

پيشينه تاريخي

شهرستان

سال تأسیس

جمعیت

مساحت

طول خط مرزی

تعداد بخش

تعداد شهر

تعداد دهستان

تعداد روستا

کمتر از 20 خانوار

بالای 20 خانوار

خالی از سکنه

فراهان

1388

30.042

1499 کیلومتر مربع

186.200

2

2

4

8

57

16

 

پیشینه تاریخی:

 

(وجه تسمیه، حوادث تاریخی مستند و ... )

کلمه فراهان مرکب از دو جزء می باشد، جزء اول فره به فتح اول و فتح دوم به معنی شکوه و پیش است و جزء دوم علامت مکان می باشد مانند اصفهان، سپاهان. بنابراین کلمه فراهان یعنی سرزمین بزرگ و جایگاه باعظمت و سرزمین پیشگامان و جایگاه گزیدگان و آزادگان. یونانیان آن را مدی

14

ا می نامند و برخی گفته اند فراهان را طهمورث بنا کرده است.

یاقوت حموی این لغت را فرهان ضبط کرده و می گوید برخی آن را فراهان خوانده اند و این ناحیه را نمک زاری از رساتیق همدان می دانند. در آن جا دریاچه ای است به اندازه چهار فرسخ در چهار فرسخ که فاضل رودهای بهاره آن سامان به آن دریاچه ریخته و تبدیل به نمک می شود. مردم فراهان از دیرباز به فطانت و زیرکی و کاردانی معروفند.

این سرزمین زمانی جولانگاه اسکندر مقدونی، زمانی دگر جایگاه تفرج شاهان ساسانی، زمانی چراگاه مغولان و مدتی طولانی مأمن علویان بوده است. به دلیل قرار گرفتن فراهان در حوزه عراق عجم که در گذشته شاهراه عام و محل تردد لشکریان و تجار بوده است، مردم این خطه با فرهنگهای مختلفی روبرو گشته اند و از هر فرهنگی محاسنش را گرفته اند. فراهان قبل از ظهور اسلام جزء ماد بزرگ بوده است. در دوره مادها و هخامنشیان فراهان یکی از ولایات آباد و پرجمعیت بوده است. فراهان به دلیل قرابت و نزدیکی با هگمتانه اهمیت خاصی داشته است. در زمان اشکانیان به احتمال زیاد فراهان گسترش بسیار یافته که وجود روستای ولاشجرد (ولاش گرد) که به قول اهالی بانی آن بلاشی پادشاه اشکانی است دلیل این مدعاست. در ایام حکومت ساسانیان گسترش فراهان سیر صعودی خود را ادامه می دهد تپه های ذلف آباد و روستای بورقان که گویا پوراندخت دختر خسروپرویز آن را بنا نهاده است از آن زمان باقی مانده است. از کتب قدیمی استنباط می شود که روستای جونوش که در گذشته ونوش نامیده می شده است، مرکز اندیشه اوستایی بوده است. مرحوم دهگان می نویسد: این کلمه اول گونوش بوده که از کلمه گئوش فرشته نگهبان چهارپایان گرفته شده و این فرشته حفاظت روز 14 هر ماه را به عهده دارد. در زمان سامانیان، آل زیار، آل بویه و غزنویان منطقه فراهان از مناطق بزرگ جبال یا عراق عجم بوده که زیر سلطه آن سلاطین قرار داشتند.

در زمان حکومت سلجوقیان به جز تفرش آثار دیگری در منطقه فراهان یافت نشده است.

در زمان حکومت خوارزمشاهیان فراهان باز تحت حکومت جبال درآمد و در زمان مغولان گسترش یافت. وجود برخی اسامی که ریشه مغولی دارد نشان از نفوذ مغولان د

15

ر منطقه فراهان است. از دوره ایلخانان نیز آثاری مانند امامزاده روستای نظام آباد در فراهان باقیمانده است.

در دوره صفویان  که یکی از دوره های مهم و پرمخاطره تاریخ ایران می باشد، فراهان از مناطق مهم این حکومت بوده است. گویا شاه اسماعیل صفوی برای تفریح و بازدید از مناطق اصفهان و عراق راهی این دیار شده. علت سفر شاه صفوی به خطه فراهان بیشتر برای تفریح و شکار بوده است.

در زمان خفت بار حمله افغانها به ایران تمامیت ارضی ایران در معرض خطر بوده، مناطق کزاز و فراهان به قشون عثمانی واگذار شد و عساکر آل عثمانی با اهالی فراهان به بدترین وضع موجود رفتار کردند. در اثر این قیام 5 هزار نفر از اهالی فراهان و وفس توسط نیروهای آل عثمانی کشته شدند. این جنبش ضربه مهلکی بر پیکر پوسیده حکومت عثمانیان وارد کرد. نبردهای مردم فراهان خصوصاً فوج فراهان در زمان افشار و زندیه ادامه داشت. نادرشاه در توقفی که در فراهان داشت پی به عظمت و موقعیت سوق الجیشی فراهان برده و دستور ساخت دژی را داده است.  در زمان زندیه هم فراهان علم طغیان برافراشته، مدتی با خان زند در روستاهای شهوه به مبارزه پرداخت. رزم کریمخان با فاطمه سلطان فراهانی بسیار جالب است.

جغرافیای شهرستان:

ایل غارتگر قاجار شیرازه حکومت زندیه و فرهنگ ایران را منسوخ کرد. فراهانی ها در این زمان به خاطر طرفداری از حکومت زندیه غرامت بسیار پرداخت نمودند. شهر ذلف آباد خراب گردید. شهر ذلف آباد در زمان خاندان عباسی رونق داشت و به قول ابن حوقل در کتاب صورت الارض دو شهر روی هم بود. شهری زیرزمینی و شهری دیگر بر فراز آن که در شهر زیرزمینی عمارات، بیوتات، مساجد، معابر، دکاکین، کوچه و بازار هم تعبیه شده بود. و این شهر مهم در زمان قاجار و شورش مردم بر علیه فتحعلیشاه خراب گشت. یکی از ویژگیهای دوره قاجاریه گسترش مکتب خانه و مدر

16

سه تعزیت بود که در فراهان، آشتیان و تفرش بسیار رونق یافته بود. در سال 1316 هجری شمسی کشور ایران از نظر جغرافیایی به ده استان تقسیم شد. بر حسب این تقسیم بندی هر استان خود به چند شهرستان، هر شهرستان به چند بخش و هر بخش به چند دهستان تقسیم گردید. اداره امور هر یک از این چهار قسمت به یک نفر مأمور دولت سپرده شد. سلطان آباد با شمول قصب های تفرش، فراهان، آشتیان و غیره به شهرستان تبدیل و به نام اراک نامیده شد.


مطالب ویژه




آخرین اخبار دفاتر استانداری

آخرین اخبار بخشداری ها